تبليغاتX
عمريست كه من منتظرم بر سر راهت......
اگه نتونستي كسي رو ببخشي براي بزرگي گناه اون نيست براي كوچكي قلب توست. . . . .
لطف الهی « ذوالّنون مصری » - یکی از عرفا - می گوید: در مصر ساکن بودم

 و یکی از روزها ، شهر را ترک کردم و برای گردش و استراحت به صحرا رفتم.

 در حال عبور کردن از کنار رود نیل بودم که ناگهان عقربی را دیدم که به تعجیل

و شتاب می آمد . پیش خودم اندیشه کردم که عقرب به کجا خواهد رسید ؟

چون به لب آب رسید ، قورباقه ای منتظرش بود.بر پشت آن نشست

 و بر آب شناور گردید. من که ازمشاهده این صحنه حیرت کرده بودم،

 با خودم گفتم : « در این کار رازی نهفته است.» برای دانستن راز ،

به رودخانه وارد شدم و دنبال آنها شنا کنان رفتم. قورباقه به خشکی رسید

وعقرب از پشتش پایین آمد و با شتاب، راه مقابلش را پی گرفت.

من، او رادنبال کردم، تا ببینم پایان ماجرا ، چه خواهد شد؟

عقرب، رفت و رفت، تا اینکه به درختی رسید. مردی جوان در سایه درخت خفته بود

 و ماری سیاه،بر سینه اش می خزید تا او رانیش بزند . عقرب خود را به مار رساند

 و نیشی بر پشت او زد به طوری که مار بر زمین افتاد و هلاک گردید.

 عقرب بعد از انجام این کار راه رفته را باز گشت. من که بسیار حیرت کرده بودم ،

با خودم گفتم « آن جوان بدون شک از اولیای خداست» بدون معطّلی

 از کنار نیل تا پای درخت دویدم ، تا خودم را به جوان برسانم و دست و پایش را ببوسم.

دلم می خواست با کمک و دعای او ، نزد پروردگار تقرّب جویم. وقتی نزدیک جوان رسیدم ،

دیدم که جوانی آلوده است که شراب نوشیده و از عقل و خرد ، تهی گشته است!

 با خود گفتم :« خدایا!بنده ات جفا و ستم می کند و تو رحمت خود را بر او نثار می سازی ؟!»

چه می دانستم!

حکمت کار پروردگار چنان بودکه عقل ناقص من نمی رسید.

شاید که کاسه عمر این جوان از زندگی لبریز نشده بود او می باید زنده می ماند.

شاید که...

در این اندیشه ها بودمم که جوان از خواب مستی بیرون آمدو مرا بالای سر خودش دید.

چون مرا می شناخت شرمنده گردید و زبان به عذر خواهی گشود

 و سپس گفت : - ای بزرگوار ! بر سر من گناهکار چرا ایستاده ای و به چه چیزی نگاه می کنی ؟!

 جوابش دادم: - نمی خواهد از من عذر بخواهی. بعد ،مار کشته شده را نشان او دادم

 و گفتم:

 - به این حیوان نگاه کن . بعد تمام آنچه که شاهدش بودم برایش تعریف کردم.

جوان بعد از شنیدن واقعه ، روی به آسمان کردو

 گفت:

- خدایا ! لطف تو با گنهکاران چنین است پس با دوستان خودت چگونه رفتار خواهی کرد؟!

 بعد به سوی رود نبل رفت و غسل کرد و توبه نمودکه بعد از این ، به خدا روی آورد و از گناه چشم بپوشد. بر اثر این توبه و بازگشت به سوی خدا، کار آن جوان به جایی رسیده بود که هر بیماری را پیش او می آوردند ، دعایی می خواند و به آن بیمار می دمید و بیمار ، شفا می یافت.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 2:2  توسط مینو | 
آسمان ،سقف اتاقم است.
و ستاره ها روشني بخش پنجره هايم
من هيچگاه پرده اي به اتاقم نخواهم آويخت
زيرا تو برايم زيباترين ستاره اي
و آبي ترين آسمان و من آرامش را در چشمانت يافته ام و ايمان را در زبانت./


محبت ستاره ايست که به کام افق حيات روشن مي شود واي 
                                                           از آن روزي که اين ستاره خاموش شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 1:6  توسط مینو | 
مدتهاست که می خواهم حرف بزنم

درددل کنم اما چه بگویم که جنس واژهایم

از سکوت است و آنچه به گوش می نشیند

و آنچه می گویند فرق دارد

گاهی سکوت بهترین حرف است اما نمی شود

 سلام نکرد....

                                          

نام لیلی برسر تربت مجنون نبرید

بگذارید که بیچاره قراری گیرد./ .

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 17:37  توسط مینو | 
ياد دارم روزگار سرد سرد              مگذشت ازتوی کوچه دوره گرد

دوره گردم،دار قالی می خرم            جنس اول دست عالی می خرم

 گر نداری کوزه خالی می خرم          کاسه وظرف سفالی می خرم

 اشک در چشمان بابا حلقه زد           عاقبت آهی زد و بغضش شکست

 آخر ماه است و نان در سفره نيست    ای خدا شکرت ولی اين زندگی

است

بوی نان تازه هوس از ما ربود          اتفا قا مادرم هم، روزه بود

 صورتش ديدم که لک بر داشته          دست خوشرنگش ترک برداشته

 سوختم ديدم که بابا پير بود                بد تر لز این خواهرم دلگير بود

 باز آواز درشت دوره گرد                 پرده انديشه ام را پاره کرد

 دور گردم،دار قالی می خرم              جنس اول دست عالی می خرم...

 خواهرم بی روسری بيرون دويد         آی آقا سفره خالی می خريد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 10:54  توسط مینو | 

  سلام به دوستاي گلم

  امروز به چندتا وبلاگ سر مي زدم يه سري چيزاي عجيب ديدم از ظهر تا حالاهنگ ام
  همش در مورد کاراشون دارم فکر می کنم.

  وبلاگ ها
  پسري که دنبال يه دختر مي گشت براي ازدواج موقت .
  دختري که دنبال يه پسر مي گشت براي ازدواج موقت.
  و پسري که خودشو جاي يه دختر جا زده بود ويه عده رو سر کار گذاشته بود.
  يه نفر چندتا وب با اسم هاي پسر ودختر درست مي کنه و با احساسات آدمها  بازي مي کنه         چه طوربه خودشون يه همچين  اجازه اي  ميدن آدما ديگه به کي مي تونن اعتماد بکنن ؟

 واقعا نمي دونم مشکل اصلي کجاست؟
  علت اين اتفاقات چي مي تونه باشه ؟
  واقعا به خاطره خرج سنگين ازدواج هست که جوانها مجبور مي شن اين طوري وصلت کنن؟
  آخر اين کار به جاي خوبي ختم مي شه ؟
  با اين وضعيت نسل بعد از ما تا کجا ها قرار پيش برمن؟چي مي خوان بشن؟
  نظر شما ؟


                                    در اين دنيا که مردانش عصا از کور مي دزدند
                                                                     من از خوش باوري آنجا محبت جستجو کردم /.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:16  توسط مینو | 

مینوی عزیزم

با آمدنت بهار را زیبا,

خرداد را زیباتر,

و

عدد 9 را تا ابد شرمنده خود کردی....

آرزوهای من برای تو...

آنگاه که در تنگنای معاش ,روزنه ی امید نداری...

 ببخش و انفاق کن و وسعت رزق از خدا بخواه.

آنگاه که می خواهی خوشبختی را گرم در آغوش بگیری تسلیم درگه خدا باش .

خدا را بپرست تا به راه راست هدایت شوی.

آنگاه که می خواهی ثروتمند ترین و توانگرترین باشی مالت را در راه خدا صرف کن تا پروردگارت آن را برکت دهد.

آنگاه که روحت در حسرت یک سنگ صبور در تب و تاب است , به هنگام صبح خدای را تسبیح گوی.

آنگاه که غرور در بند بند وجودت ریشه دوانید سجده کن و تقرب بجوی.

آنگاه که در ورطه غفلت و بی خبری از یاد خدا غرق در نعمت شدی به هوش باش که در عرصه آزمون الهی به سر می بری .

آنگاه که مغرور به زندگی دنیا شدی ,هوشیار باش که شیطان در فریب توست .

آنگاه که خواهانی لحظه به لحظه نعمت بر تو افزون شود نعمات الهی را شاکر باش تا آنها را زیاد کند.

 آنگاه که در فراز و نشیب زندگی غافل از یاد خدا در حال بریدنی ,از رحمت لایزال الهی مایوس مباش.

و در آخر

دنیا به امید برپاست و آدمی به امید زنده است.

دوستدار همیشگی تو فرزانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 1:11  توسط مینو | 
وقتی جهان

 از ریشه جهنم

           و آدم

                      از عدم

                              وسعی

                       از ریشه های یاس می آید

         وقتی که یک تفاوت ساده

         در حرف

                  کفتار را

                             به کفتر

            تبدیل می کند

                باید به بی تفاوتی واژه ها

                       و واژه های بی طرفی

مثل نان

              دل بست

 نان را

        از هر طرف بخوانی

                                نان است!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:7  توسط مینو | 
سبزی بهار باشید یا شقایق وحشی

فرقی نمی کند مهم تجربه دوباره روئیدن است

هر روزتان نوروز.

سال ۸۷ پیشاپیش مبارک.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 20:28  توسط مینو | 

  زندگی رسم خویشاوندی است

  زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ 

  پرشی دارد اندازه عشق 

  زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

  زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد

  زندگی گل به توان ابدیت ،

  زندگی ضرب زمین در ضربان دلها،

  زندگی هندسه ساده و یکسان نقش هاست.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 11:1  توسط مینو | 
عطري که از حوالي پرچم وزيده است
                          ما را به مجلس آقا کشيده است
 از صحن هر حسينيه تا صحن کربلا
                          صد کوچه باز کنيد محرم رسيده است
فرا رسيدن ايام محرم بر شماتسليت باد.

التماس دعا.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 21:35  توسط مینو | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
زندگي هميشه بهار نيست گاهي ابر خزان بر آن

سايه بزرگ مي افكند و دست روزگار بي وفا

بهترين دوستان را از هم جدا مي كند

تنها . . . . .

برق خاطرا ت است كه در درياي تلاطم افكار

غوطه ور است. . . .

لینک دوستان
وبلاگ صنایع غذایی
سوال و وجواب و عیب یابی خودرو
مهندس برق و الکترونیک برا کلاسش(علیرضا)
برق الکترونیک (شهرام)
یاسر (کامپیوتر و حسابداری..)
سه دختر
آيدين (از عشق تا سياست....)
مونا جون(و اما عشق...)
حامد(کلبه ویران شده عشق)
نيما
علی
سارا (دختر مهربون)
احسان امیری
دختران تنها
کمان آرش
سعيده جون (دلم هواتو كرده..)
یکتا


ای دوست زندگی را باید از سر بگیریم با یک سلام باشد یا یک خدا نگهدار!!!
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آرشیو موضوعی
شعر
کامپیوتر
نردبان آسمان
ترفند
لینک های مفید
آموزش رايانه ، هك و . . ..
سایت رسمی گلزار
استاد شفیع آبادی
استاد محمد سوری (کشکول نامه)
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب
دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهریار -شهر قدس
برنامه،بازی،علمی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهریار -شهر قدس(جدید)
اخبار پارسیک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

کدهای خفن جاوا اسکریپت

 

بابک سيستم